تاریخ انتشار:۱۳ اسفند ۱۳۹۳در ۶:۴۴ ق.ظ کد خبر:257 تعداد بازديد: 3385 بازدید

آسیب های اجتماعی

image_pdfimage_print

مسئله مربوط به آسیبهای اجتماعی از دیرباز در جامعه بشری مورد توجهاندیشمندان بوده است. همزمان با گسترش انقلاب صنعتی و گسترش دامنه نیازمندیها ، محرومیتهای ناشی از عدم امکان برآورده شدن خواستها و نیازهای زندگی موجب گسترش شدیدو دامنه‌دار فساد ، عصیان ، تبهکاری ، سرگردانی ، دزدی و انحراف جنسی و دیگر آسیبهاشده است.

هر چند اکثر مشکلات اجتماعی انواعی تکراری در طول نسلهای مختلفهستند، اما چنانکه مشاهده می‌شود برخی از این انواع در برخی نسلها اهمیت بیشتریپیدا کرده است و حتی برخی انواع این آسیبها در نسلهای بعدی زاده شده‌اند. از سویدیگر از آنجایی که یکسری علل غالب در هر جامعه وجود دارند که نسبت به سایر عللاهمیت بیشتری در بروز آسیبها دارند، هر چند از انواع متمایز آسیبها سخن می‌رود، اماعمدتا همپوشیهایی بینآنها دیده می‌شود.

تعاریف و مفاهیم آسیب اجتماعی

*** آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عام عمل جمعی رسمی و غیررسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی گیرد و در نتیجه با منع قانونی یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبه رو می گردد. به همین دلیل، کجروان سعی دارند کجرویهای خود را از دید ناظران قانون، اخلاق عمومی و نظم اجتماعی پنهان کنند زیرا در غیر این صورت با پیگرد قانونی، تکفیر اخلاقی و طرد اجتماعی مواجه می شوند.

 *** آسیبهای اجتماعی پدیده هایی واقعی، متغیر، قانونمند و قابل کنترل و پیش گیری اند. کنترل پذیری آسیبهای اجتماعی شناخت علمی آنها را در هر جامعه ای برای پاسخ به پرسشهای نظری و عملی و کاربردی از ایده ها و یافته های علمی تولید شده در برنامه ریزی های کوتاه و بلند مدت برای مقابله صحیح با آسیبهای اجتماعی، درمان یا پیشگیری از گسترش و پیدایش آنها را ضروری و پر اهمیت می سازد.

*** “آسیب اجتماعی” از جمله واژه هایی است که بسیاری، آن را در مفهومی مترادف با “کجروی” به کار برده اند و تعبیر “آسیب شناسی اجتماعی” هم بر همین اساس، به عنوانی رایج برای مطالعه علمی و اجتماعی این پدیده بدل شده است. اما به نظر برخی محققان انتخاب این واژه برای کجروی، ریشه در “مشابه انگاری” جامعه با جسم انسان دارد و “ناهمسازی های” موجود در جامعه را، در تعبیری مشابه با ناهمسازی در کارکردهای اعضای بدن، آسیب نام نهاده است. این ایده همچنین سبب شده است تا به تبع علوم زیستی که در میان آنها “آسیب شناسی(پاتولوژی)” وظیفه ریشه یابی بیماریهای تنی را بر عهده دارد، در قلمرو جامعه شناسی نیز نام “آسیب شناسی اجتماعی” بر حوزه مطالعه بی نظمی ها و نابسامانیهای اجتماعی نهاده شود.

 از سوی دیگر، پیش فرض اساسی این مفهوم، اصالت وضع موجود و اختلال و غیرطبیعی محسوب داشتن امور نامتناسب با آن است یعنی دیدگاهی محدود و متناسب با یک نظریه خاص. این محدودیت در جمع با درونمایه ارزشگذارانه آن، سبب شده است تا محققان از دو تعبیر “آسیب اجتماعی” و “آسیب شناسی اجتماعی” روی بگردانند; تا آنجا که کوهن از آن دو با عنوان “مفهومی نسبتا” منسوخ” یاد می کند.

*** آسیبهای اجتماعی پدیده هایی متنوع، نسبی و متغیرند. پرخاشگری و جنایت، خودکشی، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، روسپیگری، جرایم مالی، اقتصادی و سرقت نمونه هایی از آسیبهای اجتماعی جامعه امروزی ایران اند که کم و کیف آنها بر حسب زمان و مکان (یعنی، حال نسبت به گذشته و در شهرها نسبت به روستاها) تغییر می کنند. بنابراین، آنچه امروز در یک جامعه خاص آسیب یا کجروی تلقی می شود ممکن است فردا در همین جامعه یا همین امروز ولی در جامعه ای دیگر آسیب یا کجروی شناخته نشود.

 *** آسیب شناسی اجتماعی مطالعه آسیب های وارد شده به جامعه و گروه های انسانی است. آسیب شناسی اجتماعی شاخه ای در روانشناسی اجتماعی و علم مطالعه و بررسی ریشه های بی نظمی اجتماعی، درد، و نابسامانیهای آن و شیوههای پیشگیری و درمان آن است.

 *** آسیب شناسی عبارت است از” مطالعه و شناخت ریشه بی نظمی ها در ارگانیسم “. در پزشکی به فرآیند و علت یابی بیماری ها، آسیب شناسی گویند. در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه (نظریه اندام وارگی) می توان آسیب شناسی اجتماعی را “مطالعه و ریشه یابی بی نظمیهای اجتماعی” تعریف کرد.

 *** در واقع، آسیب شناسی اجتماعی، مطالعه ناهنجاری ها و آسیبهای اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، طلاق، ولگردی، گدایی و… همراه با علل و شیوههای پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است. در واقع آسیب شناسی اجتماعی، مطالعه نابهنجاریها و آسیبهای اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، طلاق، ولگردی، گدایی و غیره همراه با علل، آثار و عوارض، شیوههای پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است. به عبارت دیگر آسیب شناسی اجتماعی مطالعه خاستگاه اختلال ها و بی نظمی ها و نابسامانیهای اجتماعی است. اگر در جامعه ای هنجارها مراعات نشود، کجروی پدید می آید و رفتار آسیب می بیند. مطالعه علمی اینگونه نابسامانیها و نارسائیها را در جامعه انسانی آسیب شناسی اجتماعی می گویند. آسیب شناسی اجتماعی در مفهوم متعارف آن عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظمی ها در کالبد و ارگانیسم اجتماعی. به عبارت دیگر آسیبهای اجتماعی مطالعه بی سازمانی ها و نابسامانیهایی است که در بستر اجتماع به دلایل مختلف به وجود می آید. این اصطلاح ارتباط تنگاتنگی با واژه انحرافات اجتماعی دارد به طوری که حتی در بعضی موارد این دو واژه به جای یکدیگر به کار می روند. در واقع آسیبهای اجتماعی محدوده وسیعتری را در بر می گیرد و شامل انحرافات اجتماعی نیز می شود.

*** آسیب شناسی اجتماعی عبارت است از شناخت علمی اختلالات، بی نظمیها و مشکلات اجتماعی و موضوع این علم دردها، نابسامانیها، جرایم و جنایات، فقر، اعتیاد، فحشا، الکلیسم، خودکشیها، خصومت طبقات و گروه های اجتماعی است که بر اساس مدرک و معیار معین آن را انحراف یا کجروی خوانده اند.

 *** آسیب شناسی اجتماعی مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی گرفته شده و مبتنی بر تشابهی است که بین بیماری های عضوی و آسیب های اجتماعی (کجروی ها) قائل می شوند. واژه آسیب شناسی از دیدگاه پزشکی به فرآیند ریشه یابی بیماری ها گفته می شود، اما به سبب اینکه گاهی تشخیص بیماری از سلامتی دشوار است، لذا جامعه شناسانی که این واژه را وام گرفته و از آن “آسیب شناسی اجتماعی” ساخته اند، به سختی قادرند بگویند که در جامعه مرزهای تثبیت شده هنجارهای فرهنگی چگونه است. با این همه این نکته مسلم است که اگر هنجار پذیرفته شده از سوی افراد جامعه نادیده گرفته شود، آنگاه کژرفتاری به وجود می آید و کردار و رفتار انسان شکل و شمایل بیماری به خود می گیرد.

*** آسیب شناسی در علوم اجتماعی مشابهت خاصی با آسیب شناسی در علم پزشکی دارد. همچنان که مطالعه بیماری جسمی برای حفظ سلامت جسمی ضروری است، سلامت اجتماعی نیز ممکن نیست بدون معرفتی گسترده تر و مشخص تر نسبت به بیماری اجتماعی و با اطمینان پایدار بماند. آسیب شناسی عمومی در پزشکی می آموزد که بسیاری از بیماریها ویژگیهای مشترک زیادی دارند و فرآیندهای مرضی گوناگون و همچنین بیماریهای خاصی برای بحث و بررسی وجود دارد.

 در آسیب شناسی اجتماعی، رابطه متقابل بین طبقات نابهنجار، از مهم ترین واقعیتهاست.

 آسیب شناسی اجتماعی اگر شناخت دقیقی نسبت به واقعیتها، اصول و راههای حل مشکلات اجتماعی که به کشف ابزار برطرف کردن علل اجتماعی بیماری منتهی می شوند، ارائه نکند، کار بی فایده ای خواهد بود. راههایی که بتوان افراد ضعیف را به لحاظ اجتماعی طوری تقویت کرد که در نهایت و دست کم به عنوان هدفی مطلوب پیکری اجتماعی و سرشار از سلامت در اذهان آنها وجود داشته باشد که در آن حتی یک موجود زنده پیدا نشود که در جریان عمومی سلامت و قدرت جامعه شریک نباشد. خودکشی، اعتیاد، فحشا و… را می توان از انواع آسیبهای اجتماعی تلقی کرد. آسیب اجتماعی به وقایع، پدیدهها و فرآیندهایی اطلاق می شود که هر جامعه مفروض در زمان معین با رجوع به مجموعه ارزشهای مورد باور خود غیرمنطقی تلقی می کند و آنها را مخل نظم جامعه در زمان معین و لحظههای مشخص می پندارد و با بار منفی همراه است. رویکرد آسیب شناسی، تفکرات جامعه شناسان آمریکایی متقدم را درباره مسائل اجتماعی سازمان داده و دست کم برای سال های طولانی، رویکرد با نفوذی بوده است. این رویکرد ریشه در تمثیل ارگانیک دارد و توجه اصلی آن به بیماری ها یا آسیبهای جامعه است. از نظر این رویکرد، مسائل اجتماعی تخلف از انتظارات اند. علت آنها ناکامی در جامعه پذیری تلقی گردیده که ابتدا به میراث ژنتیکی و سپس به محیط اجتماعی نسبت داده شده است. حاصل چنین ناکامی هایی، فرسایش اخلاقی و راه حل آن آموزش اخلاقی است.

 آسیب شناسان اجتماعی را می توان براساس مرحله زمانی، گرایش و سیاست آنها دسته بندی کرد. آسیب شناسان متقدم تر در سوگیری و سیاست، متمایل به محافظه کاری بودند. متاخران تمایل داشتند در جهت گیری ها و سیاستهای خود لیبرال یا رادیکال باشند. متاخرین آسیب شناسان هم به سنتزی از همه این رویکردها روی آورده اند و مشکل می توان گفت این رویکرد کدام جهت را در پیش خواهد گرفت یا نفوذ آن در آینده تا چه حد خواهد بود.

موضوعات مورد بحث در آسیب شناسی اجتماعی

آنچه روشن است اینکه بحث آسیب شناسی اجتماعی عمدتا با مسائل و مشکلات سر و کار دارد. پژوهشها و تحقیقات متعدد برای شناخت انواع این آسیبها و علل بروز آنها صورت می‌دهد و نظریاتی را برای حل آن مسائل پیشنهاد می‌کند.

بر این اساس زمینه‌هایی چون فرهنگ و هنجارهای یک جامعه ، ویژگیهای اقتصادی و سیاسی و جغرافیایی یک جامعه نیز در حوزه مطالعات آسیب شناسی اجتماعی قرار می‌گیرد. چرا که بررسی آسیبهای اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط زمینه‌ای یک جامعه میسر نخواهد بود.

چه چیزی به عنوان آسیب شناخته می‌شود؟ حدود و شخور آن چقدر است؟ عوامل زمینه ساز و علل آشکار کننده آن کدامها هستند؟ در کدام طبقات گسترش بیشتری دارند؟ در کدام سنین گسترش بیشتری دارند؟ توانایی جامعه برای کنترل و نظارت بر آنها چقدر است؟ از چه راههایی می‌توان به کاهش آنها مبادرت کرد؟ همه اینها سوالاتی هستند که در حوزه آسیب شناسی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرند.

اهمیت آسیب شناسی اجتماعی

هر جامعه‌ای متناسب با شرایط خود ، فرهنگ ، رشد و انحطاط خود با انواعی از انحرافات و مشکلات روبروست که تاثیرات مخربی روی فرآیند ترقی آن جامعه دارد. شناخت چنین عواملی می‌تواند مسیر حرکت جامعه را بسوی ترقی و تعامل هموار سازد، بطوری که علاوه بر درک عمل آنها و جلوگیری از تداوم آن عمل با ارائه راه حلهایی به سلامت جامعه کمک نماید. به عنوان مثال مسأله اعتیاد را در نظر بگیریم. این مساله هم به عنوان یک مشکل فردی و هم یک معضل اجتماعی مطرح است. روشن است در سطح اجتماعی منجر به از بین رفتن نیروها و انرژی بارآور جامعه می‌شود. شناسایی علل اساسی و کنترل آنها می‌تواند بسیاری از نیروهای از دست رفته جامعه را تجدید نموده ، در مسیر کار سالم جامعه هدایت کند.

شیوه عمل آسیب شناسی اجتماعی

آسیب شناسی اجتماعی همچون سایر حوزه‌های اجتماعی و عللی ، از شیوه عملی برای بررسی موضوعات مورد نظر خود استفاده می‌کند. به عبارتی برای مطالعه و بررسی علل ، زمینه‌ها و راه حلها در زمینه کجرویها و آسیبها ، هم از لحاظ ذهنی به صورت شناخت مفاهیم خاص و هم به کمک ابزار وسایل تحقیق عینی به صورت پژوهشهای علمی استفاده می‌شود. چنین پژوهشهایی پیرامون انحرافات اجتماعی به صورت تحقیق علمی به حدود ۸۰ –۹۰ سال پیش باز می‌گردد. البته در آن زمان این پژوهشها کمتر جنبه واقع بینانه داشته‌اند. ولی پس از مدتی پژوهشها بر شالوده‌ای صحیح‌تر استوار شد و تلاش شد از شیوه‌هایی که دقت و اعتبار بیشتری در برآورد مشکلات اجتماعی دارند استفاده گردد.

پرسشنامه‌های مختلف تهیه شد، شیوه‌های اعتبار یابی و استفاده از روشهای معتبر معمول شد و از اصول روش تحقیق که در علوم انسانی کاربرد مفیدی دارد استفاده گردید. به این ترتیب اطلاعات لازم در زمینه انواع انحرافات و مشکلات در سطح یک جامعه جمع آوری گردید. این فعالیتها سیر تکاملی خود را سیر می‌کند و همچون پیشرفت سایر علوم شیوه‌های متکاملتری برای بررسی و ارزیابی در زمینه آسیبهای اجتماعی بدست می‌آید.

ارتباط آسیب شناسی اجتماعی با سایر علوم

در وهله اول ارتباط کامل و نزدیک این حوزه با رشته علوم اجتماعی و جامعه شناسی کاملا واضح و روشن است. هر چند این حوزه عمدتا به عنوان یک شاخه میان رشته‌ای معرفی می‌شود، اما در واقع یکی از مباحث اساسی جامعه شناسی محسوب می‌شود. از سوی دیگر آسیب شناسی اجتماعی ارتباط بسیار نزدیکی با روانشناسی دارد. از آنجایی که عمل فردی و روانی نقش بسزایی در بروز جرم و انحراف دارند، آسیب شناسی اجتماعی از ارتباط نزدیکی با روانشناسی بهره می‌برد و تلاش می‌کنند در یافته‌ها و نظرگاههای آن برای بررسیهای خود مورد استفاده کند.

در این راستا یافته‌های روانشناسی اجتماعی کمکهای شایان توجهی در نظریات مربوط به آسیب شناسی اجتماعی داشته است. از سوی دیگر آسیب شناسی اجتماعی با علوم پزشکی ، حقوق ، روانشناسی و … ارتباط دارد. به عنوان مثال در بررسی پدیده‌ای با نام ایدز به عنوان یک معضل اجتماعی ، نظریات مربوط به آسیب شناسی اجتماعی در کنار اطلاعات پزشکی و اطلاعات روانشناختی قرار می‌گیرد. همچنین مددکاری اجتماعی از جمله شاخه‌هایی است که با آسیب شناسی اجتماعی در ارتباط است.

برخی از آسیبهای اجتماعی موجود در جامعه
وابستگی دارویی یا اعتیاد

اعتیاد به معنی تمایل به مصرف مستمر یا متناوبیک ماده برای کسب لذت یا رفع احساس ناراحتی اطلاق می‌شود که قطع آنناراحتیهایروانی یا اختلالات جسمانی ایجاد می‌کند. در گرایش به اعتیاد عوامل مختلفیشناسایی و مطرح شده‌اند. این عوامل هر چه باشند (که البته در مباحث مربوط به علتشناسی حائز اهمیت هستند.) سرچشمه بسیاری مشکلات فردی ، خانوادگی و اجتماعی هستند. اعتیاد به سبب ویژگیهای ذاتی خود ، اغلب با سایر آسیبها همراه می‌شود و موجب هدررفتن نیروهای ثمربخش جامعه می‌شود.

انحرافات جنسی

غریزه جنسیهم می‌تواند منشأ بروز عالیتریننمودارهای ذوقی و هنری باشد و هم منشأ تشکیل بنیاد یک خانواده و هم منشأ بسیاری ازجرائم. عوامل مختلف محیطی و خانوادگی و اجتماعی سر منشأ بروز انواع انحرافات جنسیهستند. هر چند برخی از این نوع انحرافات مشکلاتی فردی هستند، ولی اکثر آنها به آنجهت که در ارتباط با فرد دیگر معنی پیدا می‌کنند عوارض اجتماعی را در بر خواهندداشت.

از سوی دیگر مبارزه با این دسته از آسیبها در برخی موارد نیازمندتغییرات اساسی اجتماعی است و لازم است تحولاتی کلی و برنامه ریزی‌های دقیقی جهت رفعآنها صورت گیرد و این تغییرات با ارائه آموزشهای وسیع اجتماعی برای افراد وخانواده‌ها و رفع عوامل بنیادی امکانپذیر خواهد بود. این دسته از انحرافات نیز اغلببا سایر آسیبها در ارتباط نزدیک هستند و گاهی حتی موجب بروز مشکلات جدی می‌شوند. مثلبیماری ایدزکه با انحرافات جنسی ارتباطنزدیک دارد.

سرقت و دزدی

بطور کلی سرقت و دزدی هم از لحاظ عرفی و هم از لحاظ قانونی بهعنوان یک آسیب جدی محسوب می‌شوند. هر چند عوامل متعددی در بروز این مشکل شناختهشده‌اند، مثل فقر و بیکاری ، اعتیاد و شیوه‌های تربیتی ، اما باید توجه داشت مبانیشخصیت اهمیت ویژه در ارتکاب دزدی دارند. این افراد معمولا از لحاظ رشد اخلاقی درسطح خیلی پایین و ضعیف هستند و بطور کلی ثبات و استواری و قدرت تحلیل و تفکر دربارهپیامدهای رفتار خود را به قدر کافی ندارند. در مباحث مربوط به علل زردی به عللتربیتی تأکید فراوان می‌شود. الگوهای رفتاری خود والدین ، واکنشهای آنها دربارهدزدیهای کوچک دوران کودکی ، مسأله پول توجیهی و کمک به شناخت مسأله مالکیت در دورهکودکی در ارتباط نزدیک با رفتارهای دزدی بزرگسالی و نوجوانی دارند.

خودکشی

خودکشی هر چند در وهله اول یک مشکل فردی به شمار می‌رود ولی ازآنجایی که فرد در اجتماع زندگی می‌کند و تأثیرات متقابلی همواره بین آنها برقراراست، به عنوان یک معضل اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. آمار خودکشی معمولا باسایر جرایم و آسیبها ارتباط پیدا می‌کند، بطوری که در میان گروههای مبتلا به اعتیادخودکشی بیشتر دیده می‌شود. همچنین در آسیبهای مربوط به انحرافات جسمانی بویژه درمیان قربانیان این انحراف خودکشی پدیده شایعی است. در میان بیماران روانی بویژهافسردگیهایشدید نیز اغلب خودکشی مسأله قابل توجهی است.

به هر حال خودکشیپیوندهایی با متغیرهای اجتماعی دارد بطوری که علاوه بر تأثیری که از شرایط اجتماعیرا نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. ارائه راهکارهای مناسب در بررسی مشکلات گروههای درمعرض خطر مثل معتادین و خانواده‌های آن ، بیماران روانی و خانواده‌های آنها ،خانواده‌های نابسامان و آموزشهای فردی در مواجهه با تغییرات اساسی روشهایی سودمندخواهد بود. در این راستا توجه به گروههای سنی که در معرض خطر بیشتری هستند و خودکشیدر میان آنها رواج بیشتری نسبت به سایر گروههای سنی دارد، مثل نوجوانان و جواناناهمیت زیادی دارد.

مهاجرت

مهاجرت علاوه بر مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی که دارد مستلزمتغییراتی خاص است که مطابقت و سازگاری با آنها اغلب مشکلاتی را برای فرد و جامعهایجاد می‌کند. به عبارتی علاوه بر اینکه مهاجرت در برنامه ریزیهای کلان اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی مشکلاتی را ایجاد می‌کند، مثل مهاجرت روستاییان به شهرها که خالیشدن روستاها از سکنه ، کاهش کشاورزی ، افزایش مشاغل کاذب و … را به دنبال داردموجب می‌شود، تا فرد برای سازگاری با تغییرات حاصل فشار زیادی را متحمل شود.

شوک فرهنگی یکی از عوارض حاصل از مهاجرت است که بااضطراب وافسردگی ، احساس جدا شدن و مسخ واقعیت و مسخ شخصیت مشخص است. تحقیقات نشان می‌دهد شیوعمشکلات روحی و روانی بین مهاجرین بخصوص در بین مهاجرینی که شرایط مقصد بسیار متفاوتاز شرایط مبدأ یا محل سکونت قبلی آنها بوده است شیوع بیشتری دارد. رایجترین اختلالعلائم پارانوئید یاسوء ظناست که به احتمال قوی به دلیلتفاوتهای آنان از نظر زبان ، عادات و آداب و رسوم ، چهره ، نوع لباس و غیره است.

بی ‌خانمانی

منابع فزاینده‌ای وجود مسائل ویژه‌ای را در افراد بی خانمانتأیید می‌کنند. چنین کسانی ممکن است در خیابانها سرگردان باشند یا به علل برخیبزهکاریهای دیگر که معمولا توأم با بی خانمانی آنهاست مثل دزدی ، اعتیاد و … درزندانها یا کانونهای اصلاح و تربیت بسر برند. در بین افراد بی خانمان دسته‌هایمختلفی از افراد دیده می‌شود، یک دسته شامل بیماران روانی شدید هستند که اغلب یامدتهاست از خانواده خود دورند یا بطور موقتی از خانه خارج شده‌اند. معتادین گروهدیگری از این افراد را شامل می‌شوند که معمولا مراحل عمیق اعتیاد خود رامی‌گذرانند.

کودکان خیابانی و دختران و زنانی که با بی خانمانی به انحرافاتجنسی نیز مبتلا هستند دو دسته دیگر را در بین افراد بی خانمان تشکیل می‌دهند. بستهبه مکان جغرافیایی محله فقیر نشین شهر ، پارک شهر ، حومه شهر و نواحی روستاییخصوصیات این جمعیت فرق می‌کند. برخی در محدوده جغرافیایی نسبتا ثابتی می‌مانند درحالیکه عده‌ای از یک قسمت کشور به بخشهای دیگر یا از منطقه شهر به مناطق دیگرمسافرت می‌کنند.

فقر

فقر در واقع مادر تمام آسیبهای اجتماعی است. فقر با بسیاری مسائل زیرپا از جمله ضعف تندرستی و افزایش مرگ و میر ، بیماری روانی ، شکست تحصیلی ، جرم ومصرف دارو رابطه دارد. هر چند خود فقر بطور ذاتی یک مشکل و آسیب است، اما این لزومابه این معناست که تمام افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند. افرادی نابسامان و مشکلساز برای اجتماع هستند. مشکلات اقتصادی ، عدم تأمین نیازهای جسمی و روانی اغلبزمینه‌ای برای بروز و ظهور مشکلات اجتماعی دیگری است.

بیکاری

بیکاری معضل اجتماعی دیگری است که هم آسیبهای جدی فردی و همآسیبهای قابل ملاحظه اجتماعی را در دامن دارد. بیکاری بویژه در نسل پر انرژی و جوانکه انرژی و قدرت و نیروهای آنها راکد و بی‌مصرف باقی می‌ماند نمود بیشتری پیدامی‌کند و زمینه را برای انوعانحرافات اجتماعیفراهم می‌سازد. وجودفرصتهای همیشه خالی ، عدم تحمل بیکاری ، فقدان قدرت تأمین نیازها به دلیل نداشتندرآمد، زمینه‌هایی آماده برای کاشت بذر جرم و انحرافات می‌باشند.

اعظم مسن آبادی

مدیر مرکز مراقبت بعد از خروج زندانیان اراک

مطالب مرتبط


ارسال نظر

Go to TOP