تاریخ انتشار:۱۸ آبان ۱۳۹۴در ۱:۳۵ ب.ظ کد خبر:617 تعداد بازديد: 553 بازدید

پيامدهاي اعتياد

ميان شخصيت و اعتياد رابطه‎‌اي متقابل وجود دارد يعني فرد به دليل وضعيت خاص شخصيتي، نيازها و شكستها، ناتواني در برخورد با مسايل و ناكامي در زندگي، عدم ثبات عاطفي و ناملايمات ديگر به اعتياد گرايش پيدا مي‌كند و اعتياد نيز موجب از بين رفتن ...
image_pdfimage_print

ميان شخصيت و اعتياد رابطه‎‌اي متقابل وجود دارد يعني فرد به دليل وضعيت خاص شخصيتي، نيازها و شكستها، ناتواني در برخورد با مسايل و ناكامي در زندگي، عدم ثبات عاطفي و ناملايمات ديگر به اعتياد گرايش پيدا مي‌كند و اعتياد نيز موجب از بين رفتن انسجام رواني و هيجاني فرد مي‌شود. بنابراين يك دور باطل ميان اعتياد و شخصيت ايجاد مي‌گردد كه خروج از اين دور مستلزم تغيير شرايط دروني و بيروني است. به دليل فساد بافتهاي مغزي كه از مصرف مواد مخدر به وجود مي‌آيد شخص كنترل حركات خود را از دست مي‌دهد و آمادگي آسيب رساندن به خود و ديگران را پيدا مي‌كند از اين رو به موازات افزايش معتادان، سرقتها و انحرافات اخلاقي و اجتماعي نيز روز افزون مي‌شوند. بسياري از پ‍‍‍ژهشگران اعتقاد دارند كه ساختار شخصيت برخي از افراد براي پذيرش اعتياد مساعدتر از ديگران است. اينك به برخي پيامدها و عوارض ناشي از اعتياد به شرح ذيل مي‌پردازيم:
الف ـ عوارض جسمي:
۱ ـ ورود مرفين يا هرويين به بدن، كار دستگاه عصبي را در سطوح مختلف تغيير مي‌دهد و در صورت تداوم آن‌را به بدكاري مزمن و دايمي سوق مي‌دهد.
۲ ـ مواد افيوني موجب تنبل شدن كبد گرديده، راه ريختن صفرا به روده را منقبض و تنگ مي كند و چون ترشحات پانكراس به خوبي در روده ها نمي‌ريزد، يرقان ايجاد مي شود و اثرات ناگواري بر دستگاه گوارش دارد.
۳ ـ ترياك و مشتقات آن دندانها را كثيف و آسيب‌پذير كرده، مخاط دهان را ملتهب مي‌سازد و موجب نقصان ترشحات غدد بزاقي مي‌گردند.
۴ ـ كليه‌ها در اثر مصرف مواد مخدر دچار تورم يا نفريت مي‌گردد و اين اثرات منجر به تكرر ادرار از يك سو و اشكال در دفع ادرار توأم با درد از سوي ديگر مي‌شود.
۵ ـ چنانچه دود ترياك ريه را پر كرده باشد باعث مي‌شود كه اكسي‍ژن لازم به خون نرسد، تپش قلب، تنگي نفس و سرگيجه ايجاد مي‌شود.
۶ ـ ماده مخدر تارهاي صوتي حنجره را تحريك كرده، به التهاب مزمن مي‌انجامد و در نتيجه آهنگ صوتي معتاد غير طبيعي مي‌شود، بعلاوه گاه بيماري برنشيت مزمن و آسم را در پي‌داشته، ريه‌ها به محيط سازگاري براي بروز سل تبديل مي‌شود.
۷ ـ استعمال مواد مخدر باعث كم يا متوقف شدن ميل جنسي مي‌شود زنان معتاد زود نازا مي‌شوند و در زمان بارداري با احتمال سقط جنين مواجه خواهند بود.
۸ ـ استعمال مواد مخدر در اكثر موارد باعث خشك شدن پوست بدن، قرمز شدن و بالا رفتن حرارت پوست در نقاط مختلف بدن و شكننده شدن ناخنها مي‌شود.
۹ ـ مصرف مواد مخدر باعث ضعف عمومي بدن و پايين آمدن سطح ايمني بدن در برابر ويروس‌ها مي شود.
۱۰ ـ مصرف حشيش، آمفتامينها و كافئين، كوكايين، مواد توهم زا، نيكوتين، مواد افيوني، مواد استنشاقي و فن سيكليدين هر كدام بطور مشخص به ميزانهاي متفاوت باعث ايجاد اختلالات حافظه، اختلالات ادراك و شناختي، فراموشي، اختلالات خلقي، اختلال در خواب و وزن و دليريم و دمانس مي‌شوند كه بررسي همه اين موارد خارج از فرصت اين گفتار است.
ب ـ عوارض رواني:
معتاد فاقد تعادل رواني است. فرد معتاد لاابالي‌گري دارد. در اكثر مواقع نسبت به بسياري هنجارها و ارزشها متعهد نيست و به اصول و مقررات توجهي ندارد. در برابر پيشامدها تسليم است. هميشه ترس اجتماعي دارد و اراده‌اش ضعيف و عدم اعتماد به نفس دارد. به مسئوليتهاي فردي و اجتماعي بي‌توجه است. معتادان از لحاظ عاطفي نابالغ هستند، گاهاً عصيانگر و ياغي هستند. بيقراري و كلافه گي دارند. گاهاً احساس پوچي و بي‌ارزشي و بي‌مصرفي مي‌كنند. داراي احساسات خصومت‌زا هستند اكثر معتادان ديگران و جامعه و بعضاً خانواده را عامل اصلي مشكل خود مي‌دانند و نقش خود را ناديده مي‌گيرند. معتادين افرادي مضطرب هستند گاهي اوقات هيچ‌گونه ارتباط عاطفي ميان خود و همسر يا خانواده خود نمي‌بينند و اينست كه دست به تخريب شخصيت فردي و اجتماعي اعضاء خانواده خود مي‌زنند. اينان افرادي مضطرب هستند كه احساس بي‌كفايتي و تنهايي مي‌كنند. با توجه به اين واكنشها است كه مي‌توان تمايلات روان‌ت‍ني و روان‌رنجوري را در آنها تشخيص داد. اصل اتكاي رواني مقدم بر تأثير اعتياد بر جسم است. زيرا شخص معتاد پيش از آنكه تعادل جسماني خود را از دست بدهد تعادل رواني خود را تا رسيدن به دارو از دست مي‌دهد. غالب معتادان بويژه آنهايي كه به مصرف موادي چون حشيش ـ ال اس دي ـ كوكائين و الكل هستند به بيماري رواني نيز دچار مي‌شوند.
ج – عوارض اجتماعي:
معتادان نه تنها مولد و سازنده نیستند بلكه مصرف كنندگاني هستند كه غير از ضرر اجتماعي هنري ندارند. فرد معتاد نسبت به خانواده خود احساس مسئوليت نمي‌كند و موقعيت‌هاي اجتماعي او متزلزل است. افراد به ديگران اعتماد ندارند اين افراد برآوردن نيازهاي خود را مقدم بر ديگران مي‌دانند. روابط آنها بسيار سطحي و بي‌روح و تصنعي است و به ندرت مي‌توانند پيوندهاي مستحكم عاطفي و وفاداري و تعهد داشته باشند. چنين افرادي فقط براي كسي كه بتواند برايشان مواد مخدر تهيه كند و يا به هر نوعي تهديدي ايجاد نمايند اهميت قائل مي‌شوند. ارتكاب جرايم معتادان به علت ضعف روابط انساني هر روز بيشتر مي‌شود و به همين دليل اعتماد عمومي و اهميت اجتماعي به خطر مي‌افتد زيرا اكثر معتادان ناگزيرند براي تأمين مواد مخدر به راه‌هاي نادرست نظير دزدي، تجاوز به ديگران و آدم‌كشي روي آورند. گاهي اوقات اين افراد نمي‌توانند از حق مسلم خود و اعضاي خانواده خود دفاع كنند از نگاه و مصاحبت گريزان هستند و اگر غير اين باشد مي‌خواهند نشان دهند كه مشكل ندارند، به عبارتي وانمود كنند كه معتاد نيستند. احساس پوچي و تهي بودن مانع تكاپو و فعاليت سازنده در آنها است. بي‌حوصله و كم تحمل هستند، به اهداف مقطعي و زودرس بيشتر فكر مي‌كنند و تكانشي عمل مي‌كنند. اين عوامل باعث تزلزل در تعيين اهداف عدم دقت در تصميم‌گيري و عدم ثبات رفتار و احساسات در آنها مي‌شود. بسياري از كج روي‌هاي اطرافيان را ناديده مي‌گيرند و در مقابل سختيها مقاومت نشان نمي‌دهند. به طور خلاصه شايد بتوان گفت كه معتادان در يك جزيره محدود كه خود آن‌را بوجود آورده‌اند و اين محدوديت باعث قطع ارتباطشان با جهان اطراف شده زندگي مي‌كنند.
اردشير مبرم
پ‍ژوهشگر علوم اجتماعي

مطالب مرتبط



ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP