تاریخ انتشار:۲۰ بهمن ۱۳۹۴در ۵:۳۹ ق.ظ کد خبر:729 تعداد بازديد: 629 بازدید

آنگاه که مجرمی به زندان می‌افتد…(انجمن حمایت زندانیان)

image_pdfimage_print

شنیده ‌بود کار خلاف آخر و عاقبت ندارد اما فکر نمی‌کرد عاقبت نحس سرقتی که شوهرش مرتکب شده بود، دامن او و بچه‌هایش را بگیرد. وقتی شوهر بالای سرش بود هم، برای خرج خانه و زندگی کم می‌آوردند و حالا مانده‌ بود که بی‌سرپرست و بدون حقوق چطور زندگی‌اش را اداره کند. اسباب خانه‌اش را دو روزه جمع کرد و ریخت گوشه خانه پدرش و در یک اتاق با آن‌ها زندگی کرد. چون نه تحمل حرف های‌ در‌ و‌همسایه‌ را داشت و نه پولی برای اجاره‌ کردن خانه.
در جریان رفت‌ و‌آمد و ملاقات شوهرش در زندان متوجه شد که زن‌های زیاد دیگری هم هستند که در نبود سرپرست خانواده مجبور به ادامه زندگی شده‌اند، در‌حالی‌که خیلی از آن‌ها مانند او آن ‌قدر خوش ‌شانس نیستند که یک اتاق در خانه پدری‌شان داشته‌ باشند.
به گزارش سایت آفتاب، سال‌۸۵ در ایران مطالعه‌ای روی خانواده های زندانیانی که به جرم حمل یا مصرف موادمخدر دوران حبس را می‌گذراندند، صورت گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد زندانی شدن سرپرست خانواده در چند حوزه زندگی خانوادگی تاثیر داشته؛ امرار معاش، قدرت جامعه‌پذیری فرزندان، کیفیت تحصیل و در موارد بسيار، ترک تحصیل و افزایش احتمال طلاق.
نتایج یک مطالعه دیگر در سال‌۸۷، روی ۱۰۸‌زندانی که به جرم پرداخت نکردن مهریه در زندان بودند، نشان داد بیشتر آنها تحصیلات و درآمد متوسط رو به پایینی داشته‌اند. این مسئله نشان می‌دهد حتی در مواردی که خود زن باعث زندانی شدن شوهرش می‌شود، سطح خانواده از متوسط به فقیر می‌رسد و اگر خانواده فقیر باشد، فقیرتر می‌شو‌د و هیچ ضمانتی برای بهتر شدن اوضاع وجود ندارد.
آیا فقط خانواده‌ها زندانی می‌شوند؟
نمی‌توان منکر این موضوع شد که اگر کسی خطایی انجام داده ‌است، باید متناسب با آن مجازات شود. در ‌واقع قانون برای جلوگیری از ناهنجاری‌ها، مجازات‌هایی را در نظر گرفته که یکی از این مجازات‌ها زندان است و همه ما هم این را پذیرفته‌ایم، اما نکته اینجاست که وقتی فردی به زندان می‌افتد، خانواده‌اش متحمل بیشترین سختی‌ها می‌شوند و از آنجایی که تعداد زیادی از خانواده‌های زندانیان دارای فقر مالی‌اند و از جمله افراد بی‌بضاعت هستند، باید کسی باشد که از آن‌ها حمایت کند. خانواده‌های زندانیان اثر و نقشی در ارتکاب جنایت آن عضو زندانی خانواده خود نداشته اند و این درست نیست که در نبود سرپرست در معرض آسیب باشند، در‌حالی‌که در بسیاری از مواقع به افرادی منزوی یا مجرمانی بالقوه تبدیل می‌شوند.
بروز احساس گناه در بچه ها
بچه‌ها معمولا در چند حالت حس مشترکی دارند؛ طلاق، دعوا، مرگ و زندانی شدن والدین. این حس مشترک، احساس مقصر بودن است.
آنها خود را گناهکار می‌دانند و مثلا فکر می‌کنند چون فلان ‌چیز را خواسته‌اند، پدرشان مجبور به دزدی شده و الان در زندان است، یا فکر می‌کنند لابد پدر دوستشان نداشته که مرتکب این کار شده و الان آنها را ترک کرده‌ است. این حس آنها را دچار غم و اندوه می‌کند. معمولا همسالان و همکلاسی‌هایشان هم آنها را طرد می‌کنند.
پدیده دیگر، ایجاد «کودک والد» است؛ یعنی کودک مجبور می‌شود نقش والد را به عهده بگیرد و از مادر و خواهر و برادرش محافظت کند که این مسئولیت بسیار سنگین است.
خلاصه اینکه اگر قرار باشد مجرمی را به زندان بیندازیم و همسر و فرزندان او را به حال خود رها کنیم، در چرخه ناقص تربیت بزهکارانی دیگر افتاده‌ایم؛ همان‌گونه که تاکنون رخ داده‌ است . در اين بين کمک مادی و معنوی که از سوی انجمن حمایت زندانیان به خانواده‌های زندانیان صورت می‌گیرد، در پیشگیری از ارتکاب جرائم از سوي فرزندان زندانیان و کاهش آسیب‌های اجتماعی بسیار مؤثر خواهد بود.
زنان تنها؛ آسیب‌پذیرترین عضو خانواده مجرم
وقتی همسر زنی در زندان است، ساده‌ترین مشکل او دلتنگی است. احساس تنهایی و ناامنی حتماً گریبانش را خواهد گرفت، چون تمام مسئولیت مراقبت از فرزندان بر دوش او می‌افتد و مجبور است در كنارش نقش‌های جدید را نيز بپذیرد و مثلا نان‌آور خانواده هم بشود. این نقش‌ها به اندازه کافی استرس‌زا هستند. این خانم‌ها حتی نمی‌توانند با کسی درددل کنند و مشکلاتشان را با دیگران در میان بگذارند؛ هم برای حفظ آبروی خانواده و هم به این دلیل که رویشان نمی‌شود در این مورد حرفی بزنند. در ضمن ترس از انگ‌های اجتماعی هم وجود دارد. علاوه بر همه اینها، تحمل فشار اقتصادی طاقت‌ فرساست. هم نیازهای مادی خانواده باید تامین شود و هم هزینه ‌ها و مخارجی که عضو زندانی خانواده دارد.

مطالب مرتبط



ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP